کوروش | ||
پیشینه سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بودهاست. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از 529 تا 559 پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال 550 پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایه? سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقهای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزیهای دیگری چون غلبه بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعداً توسط پسر او کمبوجیه (522 تا 529 پیش از میلاد) و داریوش اول (486 تا 521 پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از کوروش در انجیل به عنوان آزادیدهنده? بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شدهاست. در 70 کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال 330 پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را تسخیر کرد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسلهای باقی ماند. به گفته? نویسندگان باستانی، مانند هرودوت و آریان (گزنفون)، اسکندر آرامگاه کوروش را محترم شمرده و آن را بازسازی نمود. در دورههای بعدی، از تل تخت هم چنان بهعنوان یک دژ بهرهبرداری میشد، حال آن که کاخها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سده? هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده میشد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سده? دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سده? چهاردهم از آن استفاده میشد. این محوطه توسط مسافرین طی سدهها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشتهاست. طبق نوشتههای هرودوت ، هخامنشیان از طایفه? پاسارگادیان بودهاند که در پارس اقامت داشتهاند و سر سلسله? آنها هخامنش بودهاست. نامدارترین رئیس اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن 7 پ م چیش پیش دوم است که تا سال 640پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه شان رؤسای قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود 40 سال در نظر بگیریم، میتوان گفت که در زمانی که پارسها در منطقه? پارسوای مذکور در سند آشوری (یعنی سال 834 پ م ) اقامت داشتهاند، ریاستشان در دست هخامنش بوده است. هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» میرساندند که سرکرده طایفه? پاسارگاد از طایفههای پارسیان بودهاست. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند. به قدرت رسیدن پارسیها و سلسله? هخامنشی (550-330 قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان میدانند. مهمترین سنگ نوشته? هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشته? بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشته? بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سالهای حکمرانیاش که مشکلترین سالها حکومت وی نیز بود. به طور دقیق روایت میکند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور درباره? شخصیت کوروش هخامنشی آمدهاست که : همه? نشانهها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعه? جهانی مبتنی بر امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بودهاست. کوروش در لشکرکشیها و پیروزیهایش با ملل مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان دادهبود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود. شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقهمندان به میراث ملل میباشد،بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد»از طرف دیگر بانیان احداث مجموعه? پاسارگاد ، دولت هخامنشی بودهاست که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجستهتر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان دادهاست چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کردهاند و این امر نشان دهنده? احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بودهاست که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار دادهاند.
[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/3/31 ] [ 1:7 صبح ] [ ویدا محمدی ]
[ نظرات () ]
نام پاسارگاد نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه "پَسَرگََد" بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطهای میان این نام و "پارس" نیست.
نام پاسارگاد از اسم قبیلهی شاهان پارسی یعنی قبیله " پاسارگاد" گرفته شده که "آنان که گُرز گران میکشند" معنی میداده. مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعهای از آثار باستانی برجایمانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس واقع شدهاست. این مجموعه دربرگیرنده? ابنیهای چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطه? مقدس و تنگه بلاغی است. این مجموعه، پنجمین مجموعه? ثبتشده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال 1383 در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخصهای فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.
پاسارگاد در دشتی مرتفع به ارتفاع 1900 متر از سطح دریا، در حصار کوهستان واقع شدهاست. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخها استفاده شدهبود. به مناسبت جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی ایران در سال 1971 این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. ظاهراً هنگامی که کورش در سال 545 پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیه? امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایهها، جلب نظر میکند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده است. سازندگان پاسارگاد از گواهیهایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذاردهاند, مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ میدانستهاند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر میشود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود, چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخهای دروازه, اختصاصی و بار نشان میدهد که مشخص میشود طراح همه یکی بوده و آن کاخها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بودهاند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاههای آن سه کاخ بیانگر آن است که آنها با کورش ارتباط داشتهاند. سوم, نوع معماری و به خصوص شیوهی سنگتراشی و بستهای پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد, نشان میدهد و مخصوصا در نقوش, که از سنتهای ملل مختلف گرفته شدهاند, ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفتهاند (آن چنان که در تخت جمشید مییابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیهای و ایونیهای به ویژه در نوع تراش سنگها و ابزار و آلات سنگتراشی و "نشانههای سنگتراشان" پیداست. بنابراین شکی نمیتوان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شدهاند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فریدریش وایسباخ تصور میکرد) [ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/3/31 ] [ 12:19 صبح ] [ ویدا محمدی ]
[ نظرات () ]
به گفته هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشتهاست. هرودوت و گزنفون گزارش دادهاند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا -دختر پادشاه قدرتمند ماد، آستیاگ که پایتخت حکومتش در اکباتان بوده- است. باستان شناسان امروزی این روایت را معتبر میدانند. سیسرون به استناد دینون، مورخ یونانی گزارش میدهد که کوروش در چهل سالگی شاه شد و 30 سال سلطنت کرد. از آنجا که او در 530 قبل از میلاد مسیح درگذشت، در سال 600 پیش از میلاد به دنیا آمده و در 559 پیش از میلاد جانشین پدرش به عنوان شاه پارس شدهاست [3] تبار کوروش از جانب پدرش به پارسها میرسد که برای چند نسل بر انشان (انزان) و عیلام (شمال خوزستان کنونی)، حکومت کرده بودند. کوروش درباره? خاندانش، بر سفالینه? استوانهای شکلی، محل حکومت آنها را نقش کردهاست. اینکه چه وقایعی روی داده که پارسها عیلام را تسخیر نموده و شاخهای از سلسله? هخامنشی را در آنجا برقرار کردهاند، معلوم نیست. احتمال میرود که پس از آنکه آشور بنی پال در سال 645 پیش از میلاد، دولت عیلام را منقرض کرد، پارسها از فرصتی که در اثر جنگ بین آشور و ماد بدست آمده بود، استفاده کرده، پادشاهی جدیدی را در انشان تأسیس کردهباشند.[18] هخامنش سر خاندان این دودمان است که در حدود 700 سال پیش از میلاد، میزیستهاست. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت پارس و انشان (انزان) رسید. بعد از فوت او سلسله? هخامنشی دوشاخه شده و کوروش یکم شاه انشان و عیلام و آریارامن شاه پارس شد. سپس پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه یکم شاه انشان و عیلام و آرشام شاه پارس، بعد از آنها حکومت کردند.[19] کمبوجیه یکم با شاهدخت ماندانا، دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد، ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود. داریوش بزرگ در کتیبه بیستون نیز این مطلب را تأیید میکند، زیرا شاه مزبور میگوید، من نهمین شاه از سلسله? دوگانه? هخامنشی هستم. (با حذف ویشتاسپ چون پدر داریوش بزرگ به عنوان شاه حکمرانی نکردهاست.)[20] [ یادداشت ثابت - دوشنبه 91/3/30 ] [ 5:59 عصر ] [ ویدا محمدی ]
[ نظرات () ]
قرآن، داستان ذوالقرنین را در سوره کهف، آیات 83 تا 98 بیان کرده و برای او ویژگیهایی را بر شمرده است. مفسران در این که ذوالقرنین کیست؟! اختلافنظر دارند; برخی او را اسکندر مقدونی و عدهای او را "شین هوانک تی" و... دانستهاند و هر یک کوشیدهاند تا این ویژگیهای قرآنی را به آنها تطبیق دهند; امّا نظری را که علامه طباطبایی;، آیةالله مکارم شیرازی، و... محتملالصدق میدانند، این است که ذوالقرنین همان کورش کبیر، پادشاه هخامنشی است. قرینههایی که ایشان برای تأیید نظر خود میآورند از این قرار است: 1. ذوالقرنین شخصیتی است که خداوند به او تمکن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت کورش که بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس کرده است، توافق دارد. 2. ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و کورش هم خداشناس و یکتاپرست بوده است و معقولترین تاریخی که برای ظهور زرتشت یاد میشود، بین قرن ششم پیش از میلاد با تاریخ حیات کورش توافق دارد. 3. ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشکرکشی کورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد. 4. ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشکرکشی کورش به جنوب شرقی و (مکران و سیستان) و شمالشرقی (حدود بلخ) انطباق دارد. 5. ذوالقرنین با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن کورش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشی "سکا" که به عبارتی همان یأجوج و مأجوج هستند، انطباق دارد. در این جا کورش اقوام وحشی را عقب میراند و در معبر داریال سدّی با آهن و مس میسازد که هنوز بقایای این سد برپاست.(ر.ک: داستانهای قرآن و تاریخ انبیا در المیزان، حسین فعال عراقی، ج 1، ص 447، نشر سبحان، و نیز: مجله بینات، ش 14، ص 105.) بعضی معتقدند نامگذاری ذوالقرنین به این نام به خاطر آن است که او به شرق و غرب عالم که عرب از آن تعبیر به قرنیالشمس (دو شاخ آفتاب) میکند، رسید. عدهای هم میگویند: در دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود و به خاطر آن به ذوالقرنین معروف شد. برخی نیز عقیده دارند که او تاج مخصوصی داشت که دارای دو شاخ بود. بنابراین مسأله شاخ داشتن ذوالقرنین به احتمالات مذکور تفسیر شده است.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 13، ص 355 ـ 364، مؤسسه اعلمی بیروت / تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 150 ـ 532، دارالکتب الاسلامیة. [ یادداشت ثابت - دوشنبه 91/3/30 ] [ 5:35 عصر ] [ ویدا محمدی ]
[ نظرات () ]
در بابل و جاهای دیگر، مدارک فراوانی در ارتباط با تسامح کوروش در امور دینی بدست آمده و هیچ نشانهای از تعصب وی به دین ملیاش دیده نشدهاست.درباره? اینکه کوروش چه دینی داشت، اختلاف نظر وجود دارد و احتمالاً کوروش خود میبایست پرستنده? اهورامزدا بودهباشد، اگرچه تقریباً هیچ چیزی درباره? باورهایش نمیدانیم. مطابق با گزارش گزنفون، کوروش در بارگاهش پیرامون مسائل دینی از رهنمودهای مغان پیروی مینمود. اگرچه بسیاری از پژوهشگران، کوروش را زرتشتی نمیدانند، مری بویس قویاً استدلال میکند که کوروش خود یک زرتشتی بود که چنان پا جای پای نیاکان خود میگذارد، نیاکانی که از سده? هفتم پیش از میلاد هنوز پادشاهان کوچکی در انشان بودند. او خاطرنشان میسازد که آتشکدهها و نیایشگاههای پاسارگاد حاکی از عمل به آیینهای زرتشتیاست و متنهای یونانی نیز به عنوان شاهد آوردهاند که مغان زرتشتی جایگاههای ارزندهای در دربار کوروش داشتهاند.لوییس گری عقیده دارد که کوروش دقیقاً پیرو آئین ایرانیان باستان قبل از گاتاهای زرتشت و بازمانده? آن در اوستای جدید بود و خدایانی که مورد تکریم کوروش بودند، با اهورامزدا، میترا، آذر و آناهیتا، قابل تطبیق هستند. وی معتقد است دین کوروش به آئین ارائهشده در اوستای جدید نزدیک بوده و دلیلی برای زرتشتی دانستن او وجود ندارد. در برابر، پژوهشگرانی همچون جورج کامرون و والتر هینتس عقیده دارند که زمان زندگی زرتشت مابین سالهای 660 تا 582 پیش از میلاد بوده و کوروش در این مدت، حتی با زرتشت دیدار هم داشته و پیرو دین زرتشتی بودهاست و دلیل این استدلال را آتشدانهای ساختهشده در فضای آزاد و برج نگهداری آتش در پاسارگاد میدانند. ماکس مالوان میگوید که تاکنون هیچ مدرکی بدست نیامده که بر پایه? آن بتوان گفت، کوروش زرتشتی بودهاست ولی رفتار او با آموزههای زرتشت و اصول دین او نقاط مشترک بسیاری دارد و شاید از دین زرتشتی تأثیر پذیرفته باشد. [ یکشنبه 92/5/20 ] [ 2:8 عصر ] [ ویدا محمدی ]
[ نظرات () ]
|
||
[قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |